کنترل خود در ترید؛ تجربه‌ای که به من یاد داد قبل از بازار، خودم را مدیریت کنم

کنترل خود در ترید؛ تجربه‌ای که به من یاد داد قبل از بازار، خودم را مدیریت کنم

نویسنده: امید حق‌دوست

سلام به همه شما همراهان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه و در هر مسیری که هستید، قبل از هر تصمیمی کمی به خودتون و شرایطی که در اون قرار دارید توجه کنید.

امروز می‌خوام درباره موضوعی صحبت کنم که به نظرم یکی از مهم‌ترین بخش‌های ترید و حتی زندگی روزمره است؛ موضوعی که شاید در ظاهر ساده باشه، اما وقتی وارد شرایط واقعی می‌شیم، کنترل کردنش چندان آسان نیست.

موضوع من کنترل خود در ترید و زندگی است.

به مرور به این نتیجه رسیدم که گاهی مشکل اصلی ما کمبود اطلاعات نیست. ممکنه تحلیل تکنیکال بلد باشیم، اخبار بازار رو دنبال کنیم و حتی استراتژی مشخصی داشته باشیم؛ اما در لحظه‌ای که احساسات وارد تصمیم‌گیری می‌شوند، ممکنه تمام برنامه‌ای که برای خودمون داشتیم تغییر کنه.

کنترل خود یعنی چه؟

چطور خودمان را کنترل کنیم؟
چطور خودمان را کنترل کنیم؟

وقتی از کنترل خودم صحبت می‌کنم، منظورم این نیست که انسان نباید احساسات داشته باشه.

ترس، هیجان، عصبانیت، طمع و خوشحالی، همه بخشی از رفتار طبیعی ما هستند. مسئله از جایی شروع می‌شه که اجازه بدیم این احساسات به جای ما تصمیم بگیرند.

در ترید این موضوع خیلی واضح دیده می‌شه.

مثلاً تصمیم می‌گیریم فقط در شرایط مشخصی وارد معامله بشیم، اما ناگهان قیمت حرکت می‌کنه و از ترس اینکه فرصت رو از دست بدیم، بدون بررسی کافی وارد بازار می‌شیم.

یا بعد از یک ضرر، به جای اینکه معامله رو متوقف کنیم، تلاش می‌کنیم خیلی سریع ضرر قبلی رو جبران کنیم.

اینجاست که کنترل احساسات در ترید اهمیت خودش رو نشون می‌ده.

تجربه من؛ همیشه مشکل بازار نیست

یکی از چیزهایی که به مرور برای خودم روشن شد این بود که نمی‌تونیم همیشه بازار رو مقصر بدونیم.

گاهی تحلیل ما اشتباه بوده، گاهی شرایط بازار تغییر کرده و گاهی هم تصمیم اشتباه از خود ما بوده.

این تفاوت خیلی مهمه.

اگر هر ضرر رو به گردن بازار بندازیم، فرصت یادگیری از اشتباه خودمون رو از دست می‌دیم.

من سعی کردم به جای اینکه بعد از هر معامله فقط به سود و ضرر نگاه کنم، از خودم بپرسم:

«چرا این تصمیم رو گرفتم؟»

این سؤال ساده برای من ارزش بیشتری از این داشت که فقط بدانم معامله سود کرده یا ضرر.

وقتی می‌خواهیم ضرر را جبران کنیم

یکی از سخت‌ترین لحظات برای هر معامله‌گر می‌تونه بعد از یک ضرر اتفاق بیفته.

وقتی یک معامله برخلاف انتظار پیش می‌ره، ذهن انسان ممکنه خیلی سریع دنبال جبران باشه.

«یک معامله دیگه انجام می‌دم.»

«این یکی حتماً جبرانش می‌کنه.»

«اگر حجم معامله رو بیشتر کنم، سریع‌تر برمی‌گرده.»

اما همین جا ممکنه وارد چرخه‌ای بشیم که هر تصمیم جدید، تحت تأثیر تصمیم قبلی قرار گرفته.

به نظرم مدیریت ریسک در معاملات فقط درباره تعیین حجم پوزیشن نیست؛ بخشی از آن به توانایی ما برای متوقف شدن هم مربوط می‌شود.

کنترل خود یعنی توانایی «نه» گفتن

به مرور به این نتیجه رسیدم که گاهی یکی از سخت‌ترین کارها در ترید، معامله نکردنه.

بازار همیشه در حال حرکت است و همیشه چیزی برای دیدن وجود دارد. اما اینکه هر حرکت قیمت را یک فرصت معاملاتی بدانیم، می‌تواند ما را وارد معاملات بی‌کیفیت کند.

گاهی باید به خودمون بگیم:

«الان شرایط مناسب نیست.»

و از بازار فاصله بگیریم.

این کار شاید در ظاهر خیلی ساده باشه، اما برای کسی که دائماً دنبال فرصت معاملاتی است، می‌تونه یکی از سخت‌ترین تصمیم‌ها باشد.

این موضوع فقط در ترید نیست

من فکر می‌کنم کنترل خود فقط یک مهارت معاملاتی نیست.

در زندگی روزمره هم بارها با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شیم که باید بین چیزی که «الان می‌خواهیم» و چیزی که «در بلندمدت به نفع ماست» انتخاب کنیم.

ممکنه بخواهیم کاری رو به تعویق بندازیم، بیش از اندازه درگیر یک موضوع بشیم یا عادتی رو که می‌دونیم برای ما مفید نیست، ادامه بدیم.

در چنین شرایطی، شناخت رفتار خودمون اولین قدمه.

چطور کنترل خودمان را بیشتر کنیم؟

من فکر می‌کنم قرار نیست یک‌شبه به فردی کاملاً کنترل‌شده تبدیل بشیم. این موضوع بیشتر شبیه تمرینه.

چند کاری که به نظرم می‌تونه کمک‌کننده باشه:

اول؛ قبل از تصمیم مکث کنیم.
حتی چند ثانیه فاصله بین احساس و تصمیم می‌تونه باعث بشه دوباره شرایط رو بررسی کنیم.

دوم؛ برای خودمان قانون داشته باشیم.
اگر برای معاملات، میزان ریسک، تعداد پوزیشن‌ها و شرایط ورود قانون مشخصی داشته باشیم، کمتر مجبور می‌شیم در لحظه تصمیم بگیریم.

سوم؛ اشتباهاتمان را ثبت کنیم.
گاهی نوشتن اینکه چرا وارد یک معامله شدیم، بعداً چیزهایی درباره رفتار خودمان به ما نشان می‌دهد که در لحظه متوجه آنها نشده بودیم.

چهارم؛ بدانیم چه زمانی باید متوقف شویم.
گاهی ادامه دادن نشانه قدرت نیست؛ توانایی متوقف شدن می‌تواند تصمیم منطقی‌تری باشد.

چیزی که من از این تجربه یاد گرفتم

به نظرم یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات اینه که فکر کنیم برای موفق شدن فقط باید بازار رو کنترل کنیم.

ما نمی‌تونیم بازار رو کنترل کنیم.

نمی‌تونیم حرکت بعدی قیمت رو با اطمینان بدونیم.

نمی‌تونیم اخبار آینده رو پیش‌بینی کنیم.

اما چیزی که تا حدی می‌تونیم روی اون کار کنیم، رفتار خودمونه.

برای من، این موضوع باعث شد نگاه متفاوتی به ترید داشته باشم. دیگر فقط دنبال این نیستم که یک نقطه ورود خوب پیدا کنم؛ بلکه به این هم فکر می‌کنم که اگر معامله برخلاف انتظارم پیش رفت، چه واکنشی نشان خواهم داد.

شاید کنترل خود به معنی این نباشه که هیچ‌وقت هیجانی، ترسیده یا طمع‌کار نشیم.

به نظرم کنترل واقعی یعنی احساساتمون رو بشناسیم، اما اجازه ندیم همیشه آنها به جای ما تصمیم بگیرند.

حرف آخر من با شما

اگر بخوام این تجربه رو در یک جمله خلاصه کنم، می‌گم:

ما نمی‌توانیم بازار را کنترل کنیم؛ اما می‌توانیم یاد بگیریم واکنش خودمان به بازار را کنترل کنیم.

شاید همین تفاوت کوچک، در طول زمان تفاوت بزرگی در نتیجه معاملات و حتی زندگی ما ایجاد کند.

امید حق‌دوست

بازدیدها: 0

تحلیل های جدید بازار را دنبال کنید!

تحلیل های جدید بازار را دنبال کنید!

تحلیل های رایگان رمزارزها

مشاهده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا