توصیه های رمزارزی سبید در آرایشگاه؛ وقتی سبید حوصله تریدر جوان را نداشت! 🤣💈

سبید رفته بود آرایشگاه.
روی صندلی کناری، یک پسر جوان نشسته بود و آرایشگر داشت موهایش را کوتاه میکرد.
پسر با هیجان میگفت:
«داداش! دیروز یه رمزارز خریدم، تو دو ساعت ۳۰ درصد رفت بالا! اگه بیشتر پول داشتم، الان دیگه—»
سبید از روی صندلی برگشت و گفت:
«اگه بیشتر پول داشتی، احتمالاً ۳۰ درصدِ بیشتر هم ضرر میکردی!» منم اگر پول بیشتری داشتم الان لامبورگینی داشتم!
🤣🤣🤣
پسر گفت:
«نه داداش، من بازارو بلدم!»
سبید گفت:
«آره، فقط بازار هنوز تو رو نمیشناسه!»
😂😂😂
پسر خندید و دوباره شروع کرد:
«من با یه استراتژی خاص کار میکنم. هر وقت احساس کردم قراره پامپ بشه، سریع وارد میشم.»
سبید گفت:
«پسر خوب، با احساساتت ترید نکن؛ اونها حتی آدرس صرافی رو هم بلد نیستن!»
🤣🤣🤣
بعد سبید دو توصیه رمزارزی بهش کرد:
توصیه اول:
«هیچوقت با ساندویچت ترید نکن!» 🥪📈
پسر گفت:
«چرا؟!»
سبید گفت:
«چون یه دستت ساندویچه، یه دستت گوشیه؛ آخرش معلوم نیست کدومو گاز میزنی و کدومو Buy میکنی!»
😂😂😂
پسر هنوز داشت میخندید که سبید گفت:
توصیه دوم:
«وقتی همه میگن “این رمزارز قراره منفجر بشه”، اول مطمئن شو منظورشون قیمت رمزارزه، نه سرمایه تو!»
💀🤣🤣
آرایشگر از خنده نزدیک بود قیچی از دستش بیفته.
پسر گفت:
«پس شما چه زمانی ترید میکنی؟»
سبید گفت:
«وقتی آرایشگر موهامو خراب کنه؛ اون موقع دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم!»
🤣🤣🤣
آرایشگر گفت:
«سبید، موهات تموم شد.»
سبید خودش را در آینه دید و گفت:
«داداش این دیگه اصلاح نیست… نمودار سرمایهگذاری منه؛ اولش سبز بود، آخرش سقوط آزاد!»
😂📉💈
پسر جوان آرام گوشیاش را گذاشت توی جیبش.
سبید گفت:
«آفرین. امروز اولین سودت رو کردی.»
پسر پرسید:
«چقدر؟»
سبید گفت:
«هنوز پولت رو وارد معامله نکردی!»
🤣🤣🤣
بازدیدها: 0


