سبید و ازدواج ناموفق با مهریه بیتکوینی
سبید بعد از چند سال فعالیت در بازار ارز دیجیتال تصمیم گرفت ازدواج کند.
خانواده خوشحال بودند.
دوستان خوشحال بودند.
حتی همسایه طبقه بالا هم خوشحال بود.
چون بالاخره قرار بود سبید یک هفته کامل درباره بیتکوین حرف نزند. 🤣💀

جلسه خواستگاری شروع شد.
همه چیز عالی پیش میرفت تا اینکه بحث مهریه مطرح شد.
پدر عروس گفت:
«مهریه رو چی در نظر بگیریم؟»
سبید که سه شب نخوابیده بود و همچنان نمودار بیتکوین جلوی چشمش بود، ناگهان گفت:
«۱۰۰ بیتکوین!» 😎🚀
…
سکوت.
…
سکوت سنگینتر.
…
حتی ساعت دیواری هم از حرکت ایستاد. 😭😂
مادر سبید آرام در گوشش گفت:
«پسرم میدونی ۱۰۰ بیتکوین چقدره؟»
سبید گفت:
«الان مهم نیست… تا موقع پرداخت حتماً ارزون میشه!» 🤣🔥
همه متوجه شدند داماد هنوز از فاز تحلیل بازار خارج نشده.
اما ماجرا به همین جا ختم نشد.
چند ماه بعد که ازدواج انجام شد، سبید هر روز قیمت بیتکوین را چک میکرد.
اگر قیمت پایین میآمد خوشحال میشد.
اگر بالا میرفت رنگش میپرید.
😭💸
یک روز همسرش پرسید:
«چرا اینقدر استرس داری؟»
سبید گفت:
«هیچی… فقط آینده خانواده به کندل چهار ساعته وابسته شده…» 🤣💀
کمکم قیمت بیتکوین شروع به رشد کرد مهریه بیت کوینی که سبید مشخص کرده بود به شکل زیر داشت میرفت بالا.
۱۰ درصد…
۲۰ درصد…
۵۰ درصد…
سبید هر روز لاغرتر میشد و داشت التماس بازار رو میکرد تورو خدا نرو بالا
دوستانش گفتند:
«رژیم گرفتی؟»
گفت:
«نه، دارم ارزش مهریه رو زنده تماشا میکنم…» 😭🔥
کار به جایی رسید که شبها خواب میدید بیتکوین به یک میلیون دلار رسیده.
در خواب فریاد میزد:
«یکی دکمه فروشو بزنه!» 🤣💣
بالاخره یک روز برای آرامش اعصابش تصمیم گرفت حساب کند مهریه الان چقدر میارزد.
ماشین حساب را باز کرد.
عدد را وارد کرد.
چند ثانیه خیره ماند.
دوباره حساب کرد.
سومین بار با ماشین حساب دیگری حساب کرد.
بعد آرام نشست روی زمین.
مودم را بغل کرد.
و به نقطهای نامعلوم خیره شد. 😭😂
دوستش پرسید:
«چی شد؟»
سبید گفت:
«فهمیدم چرا قدیمیا مهریه رو سکه مینوشتن…» 🤣💀
از آن روز به بعد هر وقت کسی از سبید درباره ازدواج سؤال میکند، فقط یک توصیه دارد:
«مهریه رو هر چی مینویسین بنویسین…
فقط لطفاً داراییهای پرنوسان بازار کریپتو رو وارد ماجرا نکنین، چون ممکنه قبل از شروع زندگی مشترک، خودتون لیکویید بشین!» 😂🚀💸
بازدیدها: 0


