⚡ سبید و بزرگترین طرح استخراج بیتکوین تاریخ
یک روز سبید قبض برق ماینرها را دید.
چند ثانیه ساکت ماند.
دوباره نگاه کرد.
ماشین حساب را باز کرد.
بست.
دوباره باز کرد.
بعد آرام گفت:
«این قبض برق نیست… این وصیتنامه مالی منه.»
😭💀

همان شب ساعت ۳ صبح از خواب پرید.
مثل دانشمندی که راز سفر در زمان را کشف کرده باشد.
فریاد زد:
«یافتممممم!»
🤣🔥
پدرش از اتاق بغلی داد زد:
«باز چی شده؟»
«واسطهها!»
پدرش گفت:
«چی؟!»
سبید گفت:
«تمام مشکل دنیا واسطهها هستن!»
😭😂
شروع کرد روی کاغذ نقشه کشیدن.
یک دایره کشید.
نوشت:
⚡ نیروگاه
بعد یک فلش کشید.
نوشت:
💰 ثروت نامحدود
🤣💣
دوستش پرسید:
«وسطش چی؟»
سبید گفت:
«وسطی نداره!»
😭💀
فردا صبح با قیافه ایلان ماسک وارد محوطه نیروگاه شد.
در ذهنش داشت مصاحبه موفقیت انجام میداد.
🎤
«آقای سبید، راز موفقیت شما چی بود؟»
سبید در ذهنش گفت:
«من فقط جرئت کردم متفاوت فکر کنم.»
🤣🔥
رفت جلو.
به تجهیزات برق نگاه کرد.
به ماینرش نگاه کرد.
به آینده نگاه کرد.
به BMW نگاه کرد.
البته BMW هنوز وجود خارجی نداشت ولی سبید داشت نگاهش میکرد.
😭😂
گفت:
«فقط یه اتصال کوچیک…»
«بعدش دیگه کار تمومه.»
💸💸💸
در ذهنش حساب کرده بود:
هفته اول = میلیونر
ماه اول = میلیاردر
ماه دوم = مالک جزیره
ماه سوم = خرید خود بیتکوین
🤣💀
لحظه عملیات فرا رسید.
سبید دستش را جلو برد.
همان لحظه یک کلاغ روی تیر برق نشست.
کلاغ گفت:
«قار…»
سبید گفت:
«اینم سیگنال صعودیه.»
😭🔥
دو متر آن طرفتر یک گربه فرار کرد.
سبید گفت:
«حتی حیوانات هم هیجانزده شدن.»
🤣💣
دستش را جلوتر برد.
و ناگهان…
💥💥💥💥💥💥
نور شد.
زمین لرزید.
زمان متوقف شد.
یک مودم در کرج ریستارت شد.
دو تا ماینر در تبریز از ترس خاموش شدند.
😭💀🤣
چند دقیقه بعد…
دوستش زنگ زد.
گفت:
«استخراج شروع شد؟»
سبید گفت:
«آره…»
گفت:
«چقدر بیتکوین گرفتی؟»
سبید گفت:
«بیتکوین نگرفتم…»
«ولی الان میتونم صدای لامپها رو بشنوم.»
🤣🔥
دوستش گفت:
«فکر کنم اشتباه کردی.»
سبید گفت:
«نه داداش…»
«من فقط بیش از حد به شبکه نزدیک شدم.»
😭😂
ساعتی بعد در گروه کریپتویی نوشت:
📢 تجربه شخصی:
«استخراج مستقیم از نیروگاه توصیه نمیشود.»
یکی پرسید:
«چرا؟»
سبید نوشت:
«چون قبل از استخراج بیتکوین، خودت استخراج میشی.»
🤣💀💣
آن شب سبید روی تخت خوابیده بود.
موهایش هنوز حالت صاعقه داشت.
هر وقت عطسه میکرد چراغ اتاق چشمک میزد.
⚡🤣
به سقف نگاه کرد و گفت:
«فکر کنم دلیل اینکه بقیه از برق خونه استفاده میکنن رو فهمیدم…»
پدرش گفت:
«چی؟»
سبید گفت:
«چون دوست دارن زنده بمونن.»
😭🔥🤣
و اینگونه بزرگترین پروژه استخراج تاریخ به پایان رسید.
نتیجه نهایی:
✅ صفر بیتکوین
✅ صفر سود
✅ سه روز سرگیجه
✅ هفت روز سوژه فامیل
✅ و یک رکورد جهانی در نزدیک شدن به نیروگاه برای ثروتمند شدن!
⚡💀🤣🚀
بازدیدها: 3


