سبید و ریزش دلار

سبید و ریزش دلار؛ فاجعه‌ای که به ثروتمند شدن ختم نشد

صبح خبر رسید:

📉 دلار ریزش کرد!

سبید که هنوز نصف صورتش روی بالش بود، با یک چشم خبر را خواند.

با چشم دوم سایت قیمت دلار را باز کرد.

با چشم سوم هم ماشین حساب را آورد. 🤣💀


سبید و ریزش دلار
سبید و ریزش دلار

سبید فریاد زد:

«بچه‌هاااااااااااا!»

خانواده با وحشت دویدند داخل اتاق.

پدرش گفت:

«چی شده؟!»

سبید گفت:

«ثروتمند شدیم!» 😭🔥

پدرش گفت:

«چقدر دلار داری؟»

سبید گفت:

«هیچی.»

سکوت.

پدرش برگشت خوابید. 🤣💣


سبید اما ناامید نشد.

شروع کرد حساب کردن.

اگر دلار ۲۰ درصد بریزد…

اگر دوباره ۲۰ درصد بریزد…

اگر باز هم بریزد…

اگر همینجوری تا ته دنیا بریزد…

ناگهان از جا پرید:

«BMW نزدیکه!» 😎

دوستش گفت:

«چقدر پول داری؟»

سبید گفت:

«فعلاً پول دو تا لاستیکشو دارم…» 😭😂


ظهر رفت بازار.

با قیافه یک اقتصاددان بین‌المللی وارد مغازه شد.

گفت:

«داداش لپ‌تاپ چند؟»

فروشنده قیمت داد.

سبید گفت:

«مگه دلار نریخته؟»

فروشنده گفت:

«چرا.»

سبید گفت:

«پس چرا ارزون نشده؟»

فروشنده گفت:

«هنوز خبرشو شنیده، خودش نشنیده.» 🤣💀


سبید رفت مغازه بعدی.

گفت:

«گوشی چند؟»

قیمت را شنید.

نزدیک بود شارژر را قسطی بخرد.

گفت:

«مگه دلار پایین نیومده؟»

فروشنده گفت:

«چرا.»

سبید گفت:

«پس چرا قیمت همونه؟»

فروشنده گفت:

«داداش قیمت‌ها وقتی دلار میره بالا فیبر نوری دارن…

وقتی میاد پایین با کبوتر نامه‌بر حرکت می‌کنن!» 🤣🔥


عصر شد.

سبید دوباره قیمت دلار را نگاه کرد.

باز هم پایین‌تر.

قند در دلش آب شد.

رفت قیمت وسایل مورد علاقه‌اش را چک کند.

همه همان قیمت قبلی.

😭💀

دوباره چک کرد.

همان قیمت.

از مرورگر خارج شد.

دوباره وارد شد.

همان قیمت.

حتی یک بار مودم را خاموش روشن کرد بلکه قیمت‌ها هم ریست شوند.

🤣💣


شب در گروه خانوادگی نوشت:

🎉 «تبریک! دلار ریزش کرد!»

عمو اکبر نوشت:

«پس کی ارزون میشه؟»

سبید نوشت:

«به زودی.»

عمو اکبر نوشت:

«مثل پروژه‌های کریپتویی خودت؟»

😭😂


ساعت ۱۱ شب سبید هنوز مشغول محاسبه بود.

به سقف نگاه کرد.

به ماشین حساب نگاه کرد.

به حساب بانکی نگاه کرد.

به سقف نگاه کرد.

بعد آهی کشید و گفت:

«عجیبه…»

دوستش گفت:

«چی؟»

سبید گفت:

«وقتی دلار میره بالا، قیمت‌ها قبل از خود دلار می‌فهمن…»

«ولی وقتی دلار میاد پایین، انگار همه رفتن مرخصی ساعتی!» 🤣🔥


آخر شب سبید یک نتیجه تاریخی گرفت:

📚 «من تنها آدمی هستم که با ریزش دلار، بدون داشتن دلار، بدون خرید چیزی و بدون سود کردن، از صبح تا شب جشن گرفتم.»

😭💀

و این‌گونه بود که سبید در روز ریزش دلار فهمید:

بعضی‌ها از افزایش دلار پول درمیارن…

بعضی‌ها از کاهش دلار پول درمیارن…

و سبید فقط از اینترنتش خرج درمیاد چون هر ۳ دقیقه یک بار قیمت‌ها را رفرش می‌کند! 🤣🚀💸

بازدیدها: 0

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا