قبل از ترید چه محاسباتی انجام دهیم؟ تجربه‌ای که می‌تواند جلوی ضررهای بزرگ را بگیرد!

قبل از ترید چه محاسباتی انجام دهیم؟ تجربه‌ای که می‌تواند جلوی ضررهای بزرگ را بگیرد

سلام به همه شما دوستان و همراهان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه.

امروز می‌خواهم درباره یکی از تجربه‌هایی صحبت کنم که به مرور زمان نگاه من را به ترید تغییر داد؛ موضوعی ساده اما بسیار مهم: انجام محاسبات قبل از ترید.

قبل از ترید حساب و کتاب کنید
قبل از ترید حساب و کتاب کنید

من به مرور متوجه شدم که در معاملات، فقط پیدا کردن یک نقطه ورود مناسب اهمیت ندارد. قبل از اینکه وارد یک معامله شویم، باید بدانیم دقیقاً چه مقدار سرمایه درگیر می‌کنیم، چقدر احتمال ضرر وجود دارد و اگر بازار برخلاف تحلیل ما حرکت کرد، چه تصمیمی خواهیم گرفت.

به همین دلیل به یک اصل ساده رسیدم:

قبل از ترید حساب کن، بعد معامله کن.

چرا انجام محاسبات قبل از ترید مهم است؟

بازار همیشه فرصت فکر کردن طولانی به ما نمی‌دهد. قیمت‌ها دائماً تغییر می‌کنند و گاهی یک حرکت سریع باعث می‌شود احساس کنیم اگر همین الان وارد معامله نشویم، فرصت بزرگی را از دست خواهیم داد.

اما همین احساس عجله می‌تواند باعث تصمیم‌های اشتباه شود.

من سعی کردم قبل از هر معامله چند سؤال مشخص از خودم بپرسم:

نقطه ورود من کجاست؟

حد ضرر کجاست؟

اگر معامله وارد ضرر شود، چقدر از سرمایه‌ام را از دست می‌دهم؟

حجم مناسب معامله چقدر است؟

هدف احتمالی من چیست؟

نسبت ریسک به بازده چقدر است؟

و مهم‌تر از همه، آیا این معامله واقعاً ارزش انجام دادن دارد؟

فقط به سود احتمالی فکر نکنیم

یکی از اشتباهاتی که ممکن است هنگام ترید انجام دهیم، تمرکز بیش از حد روی سود احتمالی است.

وقتی نمودار را نگاه می‌کنیم، ممکن است با خودمان تصور کنیم اگر قیمت چند درصد رشد کند، سود خوبی به دست خواهیم آورد.

اما سؤال مهم‌تر این است:

اگر تحلیل من اشتباه باشد، چقدر ضرر می‌کنم؟

به نظر من معامله‌ای که فقط سناریوی موفقیت آن را بررسی کرده‌ایم، هنوز برای ورود آماده نیست.

قبل از هر معامله باید سناریوی اشتباه بودن تحلیل خودمان را نیز در نظر بگیریم.

یک محاسبه ساده می‌تواند جلوی یک تصمیم بد را بگیرد

فرض کنیم شخصی ۱۰ میلیون تومان سرمایه دارد و تصمیم گرفته در یک معامله حداکثر یک درصد سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهد.

یک درصد از ۱۰ میلیون تومان برابر با ۱۰۰ هزار تومان است.

حالا اگر فاصله نقطه ورود تا حد ضرر مشخص باشد، می‌توان حجم معامله را متناسب با میزان ریسک تعیین کرد.

این محاسبه ساده باعث می‌شود به جای اینکه فقط بپرسیم «چقدر پول وارد معامله کنم؟»، سؤال بهتری از خودمان بپرسیم:

«چقدر می‌توانم در این معامله ریسک کنم؟»

به نظر من همین تغییر سؤال می‌تواند نگاه ما به معامله‌گری را تغییر دهد.

اهرم و اهمیت محاسبات

در معاملات اهرمی، انجام محاسبات اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

اهرم می‌تواند باعث شود با سرمایه اولیه کمتر، موقعیتی با ارزش بزرگ‌تر ایجاد کنیم، اما در طرف مقابل، زیان نیز می‌تواند سریع‌تر افزایش پیدا کند.

به همین دلیل اگر از اهرم استفاده می‌کنیم، باید قبل از ورود به معامله بدانیم چه مقدار سرمایه درگیر است و در صورت حرکت قیمت برخلاف انتظارمان، چه میزان زیان ممکن است ایجاد شود.

نسبت ریسک به بازده را فراموش نکنیم

یکی دیگر از مواردی که قبل از معامله بررسی می‌کنم، نسبت ریسک به بازده است.

برای مثال، فرض کنیم در یک معامله احتمال ضرر ۱۰۰ واحد و هدف احتمالی سود ۳۰۰ واحد باشد. در این حالت نسبت ریسک به بازده یک به سه است.

البته داشتن نسبت ریسک به بازده مناسب به هیچ عنوان به معنی قطعی بودن سود نیست. ممکن است تحلیل ما اشتباه باشد.

اما این محاسبه کمک می‌کند قبل از ورود بدانیم در برابر ریسکی که قبول می‌کنیم، چه بازده احتمالی را انتظار داریم.

تجربه‌ای که نگاه من را تغییر داد

چیزی که به مرور یاد گرفتم این بود که ترید فقط پیدا کردن نقطه ورود نیست.

حتی اگر تحلیل تکنیکال خوبی داشته باشیم، بدون مدیریت سرمایه و محاسبه ریسک ممکن است وارد معامله نامناسبی شویم.

به همین دلیل الان سعی می‌کنم قبل از اینکه دکمه خرید یا فروش را بزنم، کمی مکث کنم و اعداد را بررسی کنم.

اگر شرایط معامله با برنامه‌ای که برای خودم تعیین کرده‌ام هماهنگ نباشد، فقط به خاطر اینکه بازار در حال حرکت است وارد معامله نمی‌شوم.

این کار شاید تعداد معاملات من را کمتر کند، اما به نظرم تعداد معاملات به تنهایی معیار موفقیت نیست.

گاهی انجام ندادن یک معامله بد، خودش یک تصمیم خوب است.

قبل از هر معامله این سؤال‌ها را از خودمان بپرسیم

نقطه ورود من دقیقاً کجاست؟

حد ضرر من کجاست؟

اگر حد ضرر فعال شود، چقدر ضرر می‌کنم؟

حجم مناسب معامله چقدر است؟

هدف احتمالی معامله چیست؟

نسبت ریسک به بازده مناسب است؟

آیا بر اساس تحلیل وارد می‌شوم یا تحت تأثیر هیجان هستم؟

اگر این معامله را انجام ندهم، چه اتفاقی می‌افتد؟

به نظرم سؤال آخر اهمیت زیادی دارد. چون گاهی تصور می‌کنیم حتماً باید وارد بازار شویم، در حالی که همیشه چنین چیزی لازم نیست.

بازار فردا هم فرصت‌های جدیدی ایجاد خواهد کرد.

جمع‌بندی

اگر بخواهم تجربه خودم را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم:

قبل از اینکه به سود معامله فکر کنی، ضرر احتمالی آن را محاسبه کن.

بازار همیشه فرصت‌های جدیدی ایجاد می‌کند و قرار نیست از هر حرکت قیمت استفاده کنیم.

به نظر من یک معامله‌گر باید قبل از ورود به معامله بداند چه مقدار ریسک می‌کند، در چه شرایطی از معامله خارج می‌شود و آیا بازده احتمالی، ارزش ریسکی را که قبول می‌کند دارد یا خیر.

اگر اسپات کار میکنید این محاسبات بکارتان میاد و اگر معاملات فیوچرز و اهرم دار کار میکنید حتما این محاسبات را انجام دهید.

من، امید حق‌دوست، در مسیر یادگیری ترید به این نتیجه رسیده‌ام که قبل از اینکه بازار را تحلیل کنیم، بهتر است معامله خودمان را روی کاغذ تحلیل کنیم.

بازدیدها: 0

مرکز خرید طلای 18عیار و ابشده

مرکز خرید طلای 18عیار و ابشده

تحویل فیزیکی طلا +خرید قسطی طلا

مشاهده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا