سبید و محاسبه سود و ضرر قبل از ترید؛ اینجوری قبل از ترید حساب کنید! 🤣📊
سبید یک روز تصمیم گرفت بالاخره مثل یک تریدر حرفهای رفتار کند.
دیگر قرار نبود فقط با دیدن یک کندل سبز بگوید:
«بخرررر! این همون فرصتیه که منتظرش بودیم!»
این بار سبید تصمیم گرفته بود قبل از ترید، سود و ضررش را حساب کند.
دوستش پرسید:
«چی شده؟»
سبید با غرور گفت:
«امروز دیگه احساسی معامله نمیکنم. اول حساب میکنم، بعد وارد معامله میشم.»
دوستش گفت:
«بالاخره عاقل شدی!»
سبید ماشینحساب را باز کرد.
🤣🤣🤣
اولین محاسبه سبید

سبید گفت:
«فرض کنیم من ۱۰۰ دلار وارد معامله کنم.»
دوستش گفت:
«خوبه.»
سبید ادامه داد:
«اگر قیمت ۱۰ درصد بره بالا، میشه ۱۱۰ دلار.»
دوستش گفت:
«دقیقاً.»
سبید با هیجان گفت:
«پس ۱۰ دلار سود کردم! حالا با اون ۱۰ دلار میتونم BMW بخرم؟»
دوستش چند ثانیه سکوت کرد.
گفت:
«نه سبید…»
سبید گفت:
«لامبورگینی؟»
«نه!»
«پس حداقل دوچرخه؟»
🤣🤣🤣
سبید بالاخره با عددها جدی شد
دوستش گفت:
«ببین، قبل از هر معامله باید بدونی چقدر سرمایه وارد میکنی، کجا وارد میشی، کجا خارج میشی و اگر معامله برخلاف پیشبینی حرکت کرد، چقدر ضرر میکنی.»
سبید گفت:
«یعنی قبل از اینکه پولمو وارد بازار کنم، باید بدونم چقدر ممکنه از دست بدم؟»
«دقیقاً.»
سبید با تعجب گفت:
«پس چرا من همیشه اول پولمو میفرستادم بازار، بعد تازه میپرسیدم چی شد؟!»
😂😂😂
معامله تاریخی سبید
سبید این بار یک معامله فرضی طراحی کرد.
گفت:
«من ۱۰۰ دلار سرمایه دارم.»
«فرض کنیم دارایی رو روی ۱۰۰ دلار بخرم.»
«اگر به ۱۱۰ دلار برسه، سودم ۱۰ درصده.»
«اگر به ۹۵ دلار برسه، ۵ درصد ضرر میکنم.»
بعد با افتخار به دوستش نگاه کرد و گفت:
«دیدی؟ خیلی حرفهای شدم!»
دوستش گفت:
«آفرین. حالا کارمزد و هزینههای معامله رو هم در نظر بگیر.»
سبید ماشینحساب را دوباره باز کرد.
چهرهاش تغییر کرد.
گفت:
«من اصلاً برای این قسمت آماده نبودم!»
🤣🤣🤣
مشکل اصلی سبید
از آن روز سبید قبل از هر معامله حساب میکرد:
سرمایه چقدره؟
قیمت ورود کجاست؟
هدف سود کجاست؟
حد ضرر کجاست؟
هزینه معامله چقدره؟
همهچیز عالی پیش میرفت…
تا اینکه یک روز بازار دقیقاً برخلاف پیشبینیاش حرکت کرد.
سبید به صفحه نگاه کرد و گفت:
«محاسبات من درست بود… فقط بازار همکاری نکرد!»
😂😂😂
مادر سبید وارد میشود
مادرش پرسید:
«پسرم، امروز چقدر سود کردی؟»
سبید گفت:
«هنوز معلوم نیست.»
مادر گفت:
«پس چرا از صبح پای لپتاپی؟»
سبید گفت:
«دارم قبل از ترید، سود و ضرر رو حساب میکنم.»
مادرش گفت:
«پس بالاخره قبل از خرج کردن پول، حساب کردن رو یاد گرفتی!»
سبید با افتخار گفت:
«آره مامان.»
مادرش گفت:
«کاش همین کارو با پول تو جیبیات هم میکردی!»
🤣🤣🤣
قانون جدید سبید
سبید در نهایت یک قانون روی دیوار اتاقش نوشت:
«قبل از اینکه بپرسی چقدر سود میکنم، اول بپرس اگر اشتباه کردم چقدر ضرر میکنم.»
بعد زیرش با ماژیک قرمز نوشت:
«و قبل از خرید لامبورگینی، موجودی حسابت را چک کن!»
😂🚗💸
از آن روز به بعد، سبید دیگر فقط دنبال این نبود که ببیند یک معامله چقدر میتواند سود بدهد؛ بلکه قبل از ورود، سناریوی ضرر را هم بررسی میکرد.
البته هنوز یک مشکل داشت…
هر وقت بازار سبز میشد، تمام این قوانین را فراموش میکرد و میگفت:
«بچهها ولش کنید! حسابکتاب بعداً… کندل داره میره! 😂🚀»
و این دقیقاً همان لحظهای بود که دوستش لپتاپ را از جلوی سبید میکشید و میگفت:
«اول حساب کن، بعد ترید کن؛ سبید جان، بازار منتظر BMW تو نیست!» 🤣📉📈
حتما دوستان شما از این کارهای سبید نکنید که یادش میره قبل از ترید حساب و کتاب کنه!
بازدیدها: 0
میخواهی با رمزارز اسانسور خونه ات درست بشه؟
تماس بگیر سرویس کاری صفر تا صد اسانسور


