سبید و نیکولا تسلا؛ اتحاد دو مغز خطرناک برای بشریت
سبید یک روز در حال تماشای مستند نیکولا تسلا بود.
چشمهایش گرد شده بود.
دهانش باز مانده بود.
و هر پنج دقیقه یک بار میگفت:
«عجب نابغهای بوده!»
🤣
اما مشکل از جایی شروع شد که ناگهان لپتاپ را بست و گفت:
«فکر کنم منم یه جورایی نیکولا تسلام!»

😭💀
دوستش نزدیک بود از روی صندلی بیفتد.
گفت:
«کجاش شبیهی؟»
«اون برق رو اختراع کرد…»
دوستش گفت:
«برق رو اختراع نکرد.»
سبید گفت:
«باشه هرچی…»
«ولی اون با برق معروف شد، منم با قبض برق معروف میشم!»
🤣🔥
فردای آن روز سبید آزمایشگاه خودش را افتتاح کرد.
البته آزمایشگاه شامل:
- یک ماینر قدیمی
- دو تا سیم مشکوک
- یک سهراهی سوخته
- و یک لیوان چای سرد
بود.
روی در اتاق هم نوشته بود:
مرکز تحقیقات فوقپیشرفته سبید تسلا
😭
سبید پشت میز نشست و گفت:
«نیکولا تسلا برق بیسیم داشت…»
«منم استخراج بیهزینه میسازم.»
🤣💸
دوستش گفت:
«چطوری؟»
سبید گفت:
«هنوز نمیدونم، ولی اسم پروژه رو انتخاب کردم.»
💀
اسم پروژه هم این بود:
Tesla Coin Mining Quantum Ultra Pro Max
😭🤣
دوستش گفت:
«این اسم پروژهست یا رمز وایفای؟»
بعد از سه ساعت تحقیق، سبید به یک نتیجه علمی رسید.
نتیجه این بود:
«اگر برق گرونه، باید ارزونش کرد.»
🤣
دوستش گفت:
«چطوری؟»
سبید گفت:
«دارم روش کار میکنم.»
پنج دقیقه بعد سبید روی یک کاغذ نوشت:
⚡ برق
⬇️
💰 بیتکوین
⬇️
🚗 لامبورگینی
بعد با غرور گفت:
«نقشه کامل شد.»
😭💀
دوستش گفت:
«داداش این فلوچارت نیست، آرزوهای کودکیته!»
🤣🔥
بالاخره لحظه آزمایش فرا رسید.
سبید با هیجان دکمه ماینر را زد.
ماینر روشن شد.
فنها شروع به چرخیدن کردند.
چراغها روشن شدند.
سبید فریاد زد:
«تسلاااااااا!»
😭
در همان لحظه…
فیوز اتاق پرید.
💥
سپس فیوز خانه پرید.
💥
سپس همسایه زنگ زد:
«داداش شما هم برق ندارین؟»
🤣💀
سبید که هنوز خودش را دانشمند میدانست گفت:
«این بخشی از آزمایش بود.»
دوستش گفت:
«کدوم بخش؟»
سبید گفت:
«بخش انفجاری.»
😭🤣
آخر شب، سبید به عکس نیکولا تسلا روی مانیتور نگاه کرد و آه کشید.
گفت:
«فرق من و تسلا چیه؟»
دوستش گفت:
«اون وقتی آزمایش میکرد، دنیا روشنتر میشد…»
«تو وقتی آزمایش میکنی، محله تاریکتر میشه!»
🤣🔥💀
و از آن روز به بعد، هر وقت کسی اسم سبید و نیکولا تسلا را کنار هم میآورد، دانشمندان جهان یک لحظه نگران میشوند که نکند سبید دوباره پروژه جدیدی شروع کرده باشد! ⚡😂🚀
بازدیدها: 0


