زیاده‌روی در ترید؛ وقتی معامله بیشتر، ضرر بیشتری می‌سازد! | تجربه شخصی من

زیاده‌روی در ترید؛ تجربه‌ای که به من یاد داد همیشه بیشتر، بهتر نیست

نویسنده: امید حق‌دوست

سلام به همه شما همراهان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه و روزهای خوبی رو پشت سر گذاشته باشید. اگر در بازارهای مالی فعالیت می‌کنید، امیدوارم قبل از هر معامله‌ای اول به استراتژی و مدیریت ریسک خودتون فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید.

امروز می‌خوام درباره موضوعی با شما صحبت کنم که به نظرم فقط مربوط به ترید نیست و می‌تونه در خیلی از بخش‌های زندگی ما خودش رو نشون بده؛ موضوعی که شاید ساده به نظر برسه، اما وقتی کمی دقیق‌تر بهش نگاه کنیم، متوجه می‌شیم چقدر می‌تونه روی تصمیم‌های ما تأثیر بگذاره.

موضوع صحبت من زیاده‌روی در ترید و تأثیریه که می‌تونه روی عملکرد یک معامله‌گر داشته باشه.

مدتیه به یک سؤال فکر می‌کنم:

چرا گاهی کاری رو که می‌دونیم ممکنه به ضررمون تموم بشه، باز هم تکرار می‌کنیم؟

این سؤال برای من فقط یک بحث تئوری نیست. در مسیر ترید، بارها به این موضوع فکر کردم که آیا واقعاً بیشتر معامله کردن، بیشتر بررسی کردن نمودار و وارد کردن سرمایه بیشتر به معاملات، به معنی عملکرد بهتره؟

تجربه‌ای که به مرور بهش رسیدم این بود که:

همیشه بیشتر، بهتر نیست.

زیاده‌روی در ترید از کجا شروع می‌شود؟

به نظر من، زیاده‌روی در ترید معمولاً با یک تصمیم عجیب و بزرگ شروع نمی‌شه. خیلی وقت‌ها همه چیز کاملاً عادی به نظر می‌رسه.

یک معامله باز می‌کنیم و نتیجه مطابق انتظارمون پیش نمی‌ره. بعد با خودمون می‌گیم شاید در معامله بعدی بتونیم ضرر رو جبران کنیم.

معامله دوم باز می‌شه.

بعد دوباره نمودار رو نگاه می‌کنیم و احساس می‌کنیم یک فرصت دیگه وجود داره.

معامله سوم باز می‌شه.

اینجا ممکنه بدون اینکه متوجه بشیم، تعداد معاملات از برنامه‌ای که در ابتدای روز برای خودمون تعیین کرده بودیم بیشتر بشه.

مشکل دقیقاً از همین‌جا می‌تونه شروع بشه.

این رفتار در بازار با اصطلاح Overtrading یا معامله‌گری بیش از حد شناخته می‌شه.

آیا معامله بیشتر یعنی فرصت بیشتر؟

من فکر می‌کنم این یکی از اشتباهاتی هست که ممکنه یک معامله‌گر، مخصوصاً در ابتدای مسیر، مرتکب بشه.

ممکنه تصور کنیم اگر در طول روز معاملات بیشتری باز کنیم، شانس بیشتری برای کسب سود خواهیم داشت. اما واقعیت اینه که تعداد معاملات به‌تنهایی هیچ چیزی درباره کیفیت تصمیم‌های ما نمی‌گه.

ممکنه یک معامله‌گر فقط دو معامله در روز انجام بده و هر دو کاملاً بر اساس استراتژی خودش باشن.

در مقابل، شخص دیگری ممکنه ده معامله انجام بده، اما بیشتر آنها نتیجه عجله، هیجان یا تلاش برای جبران ضرر قبلی باشن.

بنابراین به نظر من سؤال مهم‌تر این نیست که:

«امروز چند معامله انجام دادم؟»

بلکه باید از خودمون بپرسیم:

«چند تا از این معاملات واقعاً طبق برنامه من بودند؟»

یکی از خطرناک‌ترین لحظات؛ بعد از یک ضرر

به نظرم بعد از یک معامله ناموفق، کنترل احساسات اهمیت بیشتری پیدا می‌کنه.

وقتی معامله‌ای با ضرر بسته می‌شه، ممکنه ذهن ما خیلی سریع دنبال جبران اون ضرر باشه. در این شرایط، احتمال اینکه بدون وجود یک موقعیت مناسب دوباره وارد بازار بشیم بیشتر می‌شه.

اینجا ممکنه یک تصمیم احساسی، تبدیل به چند تصمیم احساسی پشت سر هم بشه.

مثلاً با خودمون می‌گیم:

«این یکی رو می‌گیرم تا ضرر قبلی جبران بشه.»

اگر این معامله هم ناموفق باشه، ممکنه دوباره همین فکر تکرار بشه.

در چنین شرایطی، مشکل دیگر فقط تحلیل بازار نیست؛ بلکه روانشناسی ترید و کنترل رفتار خود معامله‌گر اهمیت پیدا می‌کنه.

بیشتر پول وارد کردن همیشه تصمیم بهتری نیست

موضوع فقط تعداد معاملات نیست.

گاهی ممکنه یک معامله‌گر تحلیل خوبی داشته باشه، اما به دلیل اطمینان بیش از حد، سرمایه زیادی رو وارد یک پوزیشن کنه.

بازار اما قرار نیست فقط به این دلیل که تحلیل ما منطقی به نظر می‌رسه، طبق انتظار ما حرکت کنه.

ممکنه خبر جدیدی منتشر بشه، روند بازار تغییر کنه یا یک سطح مهم قیمتی شکسته بشه.

به همین دلیل، مدیریت ریسک در معاملات برای من یکی از مهم‌ترین بخش‌های ترید محسوب می‌شه.

داشتن یک تحلیل خوب، بدون کنترل حجم معامله و میزان ریسک، لزوماً به نتیجه خوب منجر نمی‌شه.

این موضوع فقط درباره ترید نیست

چیزی که برای من جالب بوده اینه که مفهوم «زیاده‌روی» رو می‌شه در خیلی از رفتارهای روزمره هم مشاهده کرد.

مثلاً مسواک زدن یک عادت ساده و مفیده. اگر کسی یک شب مسواک زدن رو فراموش کنه، نمی‌شه گفت حتماً مشکل خاصی وجود داره.

اما اگر این رفتار به‌صورت مداوم تکرار بشه و فرد برای مدت طولانی بهداشت دهان خودش رو نادیده بگیره، دیگه موضوع فقط یک فراموشی ساده نیست.

در ترید هم شرایط مشابهی وجود داره.

مشکل فقط این نیست که چند معامله انجام داده‌ایم؛ مهم اینه که چرا این معاملات رو انجام داده‌ایم و آیا می‌توانیم رفتار خودمون رو کنترل کنیم یا نه.

از خودم چه سؤال‌هایی می‌پرسم؟

وقتی احساس می‌کنم بیش از حد درگیر بازار شده‌ام، سعی می‌کنم چند سؤال ساده از خودم بپرسم:

  • آیا برای این معامله دلیل مشخصی دارم؟
  • آیا این معامله بخشی از استراتژی من است؟
  • آیا به دلیل ضرر قبلی می‌خواهم دوباره وارد بازار شوم؟
  • آیا حجم این معامله با میزان ریسکی که از قبل تعیین کرده‌ام مطابقت دارد؟
  • آیا الان به دلیل تحلیل وارد معامله می‌شوم یا به خاطر هیجان؟
  • اگر این معامله را انجام ندهم، واقعاً چه چیزی را از دست خواهم داد؟
  • آیا امروز به اندازه کافی معامله کرده‌ام و بهتر نیست متوقف شوم؟

به نظرم سؤال آخر خیلی مهمه.

بازار فردا هم وجود داره.

قرار نیست تمام فرصت‌های معاملاتی فقط امروز اتفاق بیفتند.

گاهی معامله نکردن خودش یک تصمیم است

یکی از چیزهایی که به مرور برای من روشن‌تر شده اینه که معامله نکردن هم می‌تونه یک تصمیم کاملاً منطقی باشه.

گاهی بازار شرایط مناسبی نداره. گاهی استراتژی ما سیگنال ورود نمی‌ده و گاهی هم خود ما از نظر ذهنی شرایط مناسبی برای تصمیم‌گیری نداریم.

در چنین شرایطی، مجبور نیستیم فقط برای اینکه در بازار فعال باشیم، معامله‌ای باز کنیم.

به نظرم نظم در معامله‌گری دقیقاً همین‌جا خودش رو نشان می‌ده؛ اینکه بتوانیم حتی وقتی فرصت واضحی وجود ندارد، دست از معامله کردن بکشیم.

ترید فقط تحلیل نمودار نیست

ممکنه تحلیل تکنیکال بلد باشیم، حمایت و مقاومت رو بشناسیم، داده‌های آنچین رو بررسی کنیم و اخبار بازار رو دنبال کنیم.

اما اگر نتونیم رفتار خودمون رو کنترل کنیم، تمام این اطلاعات ممکنه نتونه جلوی یک تصمیم اشتباه رو بگیره.

برای من، کنترل احساسات در ترید، مدیریت ریسک و نظم به اندازه پیدا کردن یک نقطه ورود مناسب اهمیت پیدا کرده‌اند.

چون بازار فقط با نمودار سروکار نداره؛ بخشی از معامله‌گری، شناخت خودمون هم هست.

چیزی که از این تجربه یاد گرفتم

اگر بخوام تمام این صحبت‌ها رو در چند جمله خلاصه کنم، به این نتیجه رسیدم که در ترید، همیشه انجام دادن یک کار بیشتر به معنی نتیجه بهتر نیست.

معاملات بیشتر، سرمایه بیشتر یا ساعت‌های بیشتر پای نمودار بودن، الزاماً عملکرد ما رو بهتر نمی‌کنه.

گاهی بهترین تصمیم اینه که صبر کنیم.

گاهی بهترین تصمیم اینه که معامله‌ای باز نکنیم.

و گاهی بهترین تصمیم اینه که بعد از چند معامله، کامپیوتر یا گوشی رو کنار بذاریم و اجازه بدیم بازار مسیر خودش رو طی کنه.

در نهایت، به نظرم یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که ترید می‌تونه به ما بده اینه:

لازم نیست همیشه کاری انجام بدیم؛ گاهی بهترین تصمیم، انجام ندادن یک معامله است.

امیدوارم این تجربه برای شما هم مفید باشه. اگر شما هم در مسیر معامله‌گری با اورتریدینگ، تصمیم‌های هیجانی یا زیاده‌روی در ترید مواجه شده‌اید، مهم‌ترین چیزی که از آن یاد گرفته‌اید احتمالاً از خود نتیجه معامله ارزشمندتر است.

امید حق‌دوست

بازدیدها: 0

تحلیل های جدید بازار را دنبال کنید!

تحلیل های جدید بازار را دنبال کنید!

تحلیل های رایگان رمزارزها

مشاهده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا