
سبید و پولهای بلوکهشده ؛ عملیات نجات داراییها!
سبید یک روز با ذوق کیف پولش را باز کرد.
نوشت:
💰 موجودی: ۳,۴۸۹ دلار
سبید از خوشحالی رفت قیمت ویلا توی شمال رو سرچ کرد.
بعد قیمت BMW.
بعد قیمت جزیره.
بعد اسم بچههاش رو گذاشت:
بیت و کوین.
🤣🤣🤣
دکمه برداشت رو زد…
❌ دارایی شما بلوکه شده است.
…
سبید گفت:
«شوخیه؟»
دوباره زد.
❌ بلوکه.
بار سوم زد.
❌ بلوکه.
بار چهارم سایت نوشت:
«داداش آرومتر…»
😭💀
سبید به پشتیبانی پیام داد:
«سلام، پولامو آزاد کنید.»
پشتیبانی نوشت:
«در دست بررسی است.»
سبید گفت:
«داداش من پولمو سپردهگذاری نکردم، فرستادم بازداشتگاه؟!»
🤣🔥
از فردای آن روز…
سبید هر ۱۲ ثانیه یک بار صفحه برداشت را رفرش میکرد.
آنقدر رفرش کرد که مرورگر گفت:
«من دیگه کم آوردم، خودت برو ببین آزاد شدن یا نه!»
🤣🤣🤣
شبها قبل خواب به پولهایش پیام میداد:
📱
«بچهها…
اگه تونستین فرار کنین یه نوتیفیکیشن بدین…»
😭💀
حتی یک شب خواب دید پولهایش داخل زندان هستند.
یک اسکناس صد دلاری از پشت میلهها داد زد:
«سبیددددد…
ما رو نجات بده…»
🤣🔥
سبید گفت:
«دارم میام…»
همان موقع از خواب افتاد پایین تخت.
بعد تصمیم گرفت دعا بخواند.
گفت:
«خدایا…
نه لامبورگینی میخوام…
نه ویلا…
فقط بذار دکمه Withdraw یه بار سبز بشه…»
😭😂
دوستش پرسید:
«الان سرمایهات چقدره؟»
سبید گفت:
«روی کاغذ سه هزار دلار…»
«در عمل، فقط یه اسکرینشات دارم.»
🤣💀
پشتیبانی دوباره نوشت:
«لطفاً صبور باشید.»
سبید گفت:
«داداش من وقتی ثبتنام کردم مجرد بودم…
الان دارم به بچهم صبوری یاد میدم!»
🤣🤣🤣
کار به جایی رسید که هر صبح اول به خانواده سلام نمیکرد.
اول میرفت موجودی بلوکهشدهاش را چک میکرد.
مادرش گفت:
«صبح بخیر.»
سبید گفت:
«اگه پولام آزاد شدن، صبح بخیر…»
😭🔥
آخر سر دوستش پرسید:
«خب پولات آزاد شد؟»
«نه…»
«ولی فکر کنم الان خودشون برای خودشون زندگی مستقلی دارن.»
🤣💀
از آن روز به بعد، هر وقت کسی از سبید میپرسد:
«داراییهات کجاست؟»
سبید با لبخند میگوید:
«دارایی که نیست… زندانی سیاسیه!»
🤣🤣🤣
نتیجه اخلاقی:
سبید فهمید بعضی وقتها سود کردن سخت نیست…
سخت اینه که پولت رو قانع کنی از حالت “بلوکه” به “آزاد” مهاجرت کنه! 💸😂
بازدیدها: 0


