سبید و آموزش بلاکچین

سبید و آموزش بلاکچین؛ آموزشی که بعد از شنیدنش حتی مودم وای‌فای هم احساس باهوش بودن کرد! 🤣

سبید وبلاکچین
سبید وبلاکچین

اگر تا امروز فکر می‌کردی بلاکچین یک زنجیر مخصوص موتور است، نگران نباش…

چون سبید هم دقیقاً از همینجا شروع کرده بود!

یک روز دوستش با هیجان پرسید:

«داداش… بلاکچین یعنی چی؟»

سبید یک نفس عمیق کشید، قهوه‌اش را نوشید و گفت:

«بشین… قراره در پنج دقیقه چیزی یاد بگیری که من برای فهمیدنش سه ماه به مانیتور زل زده بودم!»

🤣🤣🤣


اولین کلاس آموزش بلاکچین سبید

سبید گفت:

«فرض کن یه دفتر داری که تمام خرید و فروش‌های دنیا داخلش نوشته شده.»

دوستش گفت:

«خب…»

سبید ادامه داد:

«حالا تصور کن این دفتر فقط دست تو نیست؛ دست میلیون‌ها نفره.»

دوستش گفت:

«پس اگه یکی بخواد تقلب کنه چی؟»

سبید خندید و گفت:

«همون اتفاقی میفته که وقتی وسط گروه خانوادگی بنویسی من برنده لاتاری شدم! همه میگن: مدرکش کو؟!»

🤣🤣🤣


بلاکچین از نگاه سبید

سبید چند تا آجر روی هم چید.

گفت:

«هر آجر یه بلاکه.»

بعد همه را به هم وصل کرد.

گفت:

«این شد بلاکچین.»

دوستش با تعجب گفت:

«یعنی سه ماه داشتی اینو یاد می‌گرفتی؟!»

سبید گفت:

«نه… سه ماه طول کشید بفهمم لازم نبود انقدر سختش کنم!»

😂😂😂


وقتی سبید خواست حرفه‌ای توضیح بده

سبید با اعتمادبه‌نفس گفت:

«بلاکچین از الگوریتم‌های رمزنگاری، هش، نود، اجماع و…»

دوستش همان لحظه خوابش برد.

سبید آهی کشید و گفت:

«باشه… نسخه ساده‌تر.»

🤣🤣🤣


نسخه ساده‌تر

سبید گفت:

«بلاکچین یعنی یه دفتر حساب که هیچ‌کس نمی‌تونه یواشکی پاک‌کن دستش بگیره و عددها رو عوض کنه.»

دوستش گفت:

«همین؟»

سبید گفت:

«آره… فقط من سه ماه طول کشید تا همین جمله رو بفهمم!»

😂😂😂


بزرگ‌ترین اشتباه سبید

بعد از دیدن ده تا ویدیو آموزشی، سبید با غرور گفت:

«دیگه من متخصص بلاکچین شدم.»

دوستش پرسید:

«پس می‌تونی بلاکچین بسازی؟»

سبید گفت:

«نه… ولی می‌تونم درباره‌ش پنج ساعت حرف بزنم!»

🤣🤣🤣


مادر سبید وارد می‌شود…

مادرش پرسید:

«پسرم این بلاکچین آخرش پول چاپ می‌کنه؟»

سبید گفت:

«نه مامان…»

«پس چرا این‌همه وقت براش میذاری؟»

سبید چند ثانیه سکوت کرد…

بعد گفت:

«چون امیدوارم یه روز پول چاپ کنم!»

😂😂😂


نتیجه آموزش سبید

دوستش آخر کلاس گفت:

«پس بلاکچین یعنی همه نسخه‌ای از اطلاعات رو دارن و کسی نمی‌تونه راحت دستکاریش کنه؟»

سبید از خوشحالی نزدیک بود اشکش دربیاد.

گفت:

«آفرین! بالاخره یکی فهمید…»

دوستش ادامه داد:

«حالا فقط یه سؤال…»

«این بیت‌کوین که میگی، شارژ ایرانسل هم میشه باهاش خرید؟»

سبید لپ‌تاپ را بست…

به سقف نگاه کرد…

و گفت:

«من امروز بازنده واقعی این کلاس بودم!»

🤣🤣🤣


از آن روز به بعد، هر وقت کسی از سبید می‌پرسد «بلاکچین چیست؟»، او دیگر سراغ اصطلاحات پیچیده نمی‌رود و فقط می‌گوید:

«بلاکچین مثل یک دفتر حسابداریه که همه نسخه‌ش رو دارن؛ فقط فرقش اینه که اگر بخوای وسطش تقلب کنی، قبل از اینکه موفق بشی، میلیون‌ها نفر بهت میگن: داداش… لو رفتی!» 🤣🔗🚀

بازدیدها: 0

سود کردی از این معامله تو این هوای گرم بستنی دیگه نگم برات!🍦🍨

سود کردی از این معامله تو این هوای گرم بستنی دیگه نگم برات!🍦🍨

انواع بستنی فقط بزن که گرمه! با تخفیف

مشاهده

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا